ناجی بی زبان با زیرنویس فارسی – قسمت ششم

ناجی بی زبان

naji-bizaban

 
توضیحات : این برنامه بر اساس داستانهای واقعی از افرادی است که امید خود را به زندگی از دست داده اند و آماده‌اند تا جان خود را از دست بدهند اما توسط حیوانات نجات پیدا می‌کنند. چطور ممکنه وقتی تپانچه خودتون را روی شقیقه قرار داده‌اید و آماده شلیک هستید یک حیوان نظر شما را عوض کند؟ و یا زمانی که فکر می‌کنید دارید آخرین نفس خودتان را می‌کشید٬ یاری یک سگ باعث نجات شما شود؟

 

نام مستند : ناجی بی زبان (i was saved)
نام این قسمت : قسمت ششم
زبان : انگلیسی (زیرنویس فارسی)
زمان : 45 دقیقه
کیفیت : HD 1080p – HD 720p (فوق العاده)
حجم : 266 – 518 مگابایت
فرمت : MKV

 

خلاصه داستان این قسمت
 

در زمان برخورد هواپیماها به برج‌های دوقلو در یازدهم سپتامبر، “کارولین” و “فرد وولورتون” در “وست ویلج” مشغول به کار بودند. “کیت”، دختر چهار ساله‌ی آن‌ها و پرستارش “فلورنس” در آن لحظات در “بتری پارک”، تنها دو بلوک آن سوی محل وقوع حادثه حضور داشتند و همزمان با ریزش ساختمان‌ها، داخل خیابان‌ها می‌دویدند. “کارولین” به سرعت خود را برای یافتن “کیت” به مرکز شهر رساند. اما “کیت” به قدری از آنچه دیده بود وحشت زده شد که پس از دیدار با مادر، حتی او را نشناخت. او به اختلال روحی شدید مبتلا شد و والدینش را که هر دو روانشناس هستند، کاملا سردرگم کرد، تا اینکه بالاخره پدربزرگ او پیشنهاد خرید یک سگ را به آن‌ها داد: یعنی دقیقا همان چیزی که مورد نیاز “کیت” بود.
 
“تیمی”، “تامی” و “کنی هسکل” از همان ابتدا قرار بود وارد کسب و کار متعلق به خانواده، “ان.وای.اف. دی” شوند. پس از مرگ پدر، “تیمی” برای زندگی نزد مادرش “مارین” بازگشت و تصمیم گرفت سگی خریداری کند: یک “دالمیشن” به نام “بلیز”. او و “بلیز” به شدت به یکدیگر نزدیک بودند. صبح روز یازده سپتامبر، هر سه برادر برای کمک به محل وقوع حادثه رفتند. “تیمی” و “تامی” در زمان ریزش برج‌ها، داخل بودند. به این ترتیب “مارین” دو فرزندش را از دست داد. خانواده که کاملا به هم ریخته بود، در تلاش برای زنده نگه داشتن یاد فرزندانش، به شدت به “بلیز” وابسته شد. عشق بدون قید و شرط “بلیز” به خانواده کمک کرد تا غرور و افتخار را جایگزین غم مرگ این پسرهای قهرمان کند.
 
“کیت وولورتون” چهار ساله در یازدهم سپتامبر، فقط چند بلوک با محل وقوع حادثه فاصله داشت و در اثر مشاهده‌ی اتفاقات رخ داده، به آسیب شدید روحی دچارشد. والدین او به شدت برای بهبود وضعیت او تلاش می‌کردند و در نهایت تصمیم گرفتند سگی به نام “اسکات” را برایش خریداری کنند. “اسکات” دقیقا همان چیزی بود که “کیت” نیاز داشت و به او کمک کرد با پشت سر گذاشتن هراس‌هایش، به زندگی بازگردد.
 
“تامی” و “تیمی هسکل” دو نفر از آتش نشان هایی بودند که در جریان ریزش برج‌ها در یازدهم سپتامبر کشته شدند. خانواده‌ی آن‌ها که کاملا به هم ریخته بود، در تلاش برای تسکین دردش، به شدت به “بلیز”، سگ “تیمی” وابسته شد.

 

 

تماشای بخشی از این قسمت (کلیک کنید)
 
شما میتونید بخشی از این قسمت رو در آپارات مشاهده کنید

http://www.aparat.com/v/2oA96
 

 

خرید لینک دانلود و DVD (کلیک کنید)
 


ناجی بی زبان با زیرنویس فارسی – قسمت پنجم

ناجی بی زبان

naji-bizaban

 
توضیحات : این برنامه بر اساس داستانهای واقعی از افرادی است که امید خود را به زندگی از دست داده اند و آماده‌اند تا جان خود را از دست بدهند اما توسط حیوانات نجات پیدا می‌کنند. چطور ممکنه وقتی تپانچه خودتون را روی شقیقه قرار داده‌اید و آماده شلیک هستید یک حیوان نظر شما را عوض کند؟ و یا زمانی که فکر می‌کنید دارید آخرین نفس خودتان را می‌کشید٬ یاری یک سگ باعث نجات شما شود؟

 

نام مستند : ناجی بی زبان (i was saved)
نام این قسمت : قسمت پنجم
زبان : انگلیسی (زیرنویس فارسی)
زمان : 45 دقیقه
کیفیت : HD 1080p – HD 720p (فوق العاده)
حجم : 265 – 519 مگابایت
فرمت : MKV

 

خلاصه داستان این قسمت
 

در سال ۱۹۵۲ مشخص شد “تمپل گرندین” سه ساله به “اوتیسم” مبتلاست. در آن زمان تنها درمان پیشنهاد شده برای این بیماری، سپری کردن تمام عمر در بیمارستان روانی بود. با مشاهده‌ی مواردی از پیشرفت، مادر “تمپل” از بستری کردن او سر باز زد. اما “تمپل” در برقراری ارتباط دچار مشکل بود، از حملات عصبی شدید رنج می‌برد و در مدرسه به شدت مورد آزار قرار می‌گرفت. او در نهایت موفق شد تمامی این مشکلات را از طریق برقراری ارتباط با حیوانات پشت سر بگذارد. “تمپل” ابتدا در مدرسه‌ی شبانه روزی با اسب‌ها آشنا شد و سپس به حیوانات مزرعه‌ی خاله‌اش در آریزونا علاقمند شد. او تا حدی به این حیوانات نزدیک شد که تمام زندگیش را صرف اطمینان از برخورداری آن‌ها از بهترین رفتارهای ممکن طی دوران زندگیشان کرد. “تمپل” اکنون یکی از اساتید دانشگاه ایالات “کلورادو”ست، صنعت دامداری را متحول کرده است و یکی از پرتلاش‌ترین افراد کشور در مبارزه با “اوتیسم” به شمار می‌آید.سگ “جیسون شیندلر” به نام “دود”، اعتماد به نفس کافی را برای صحبت با خانمی که اکنون همسرش شده، در وجودش ایجاد کرد. “دود” و “جیسون” دو دوست جدانشدنی بودند. “دود” مسئولیت مراقبت از خانواده‌ی نوپای “جیسون” را در زمین زراعیشان در “ویسکانسین” برعهده داشت. یک شب “جیسون” در حال بازگرداندن “دود” به داخل خانه بود که توسط یک خرس سیاه ۲۰۰ کیلوگرمی مورد حمله قرار گرفت. “دود” خود را در مقابل خرس قرار داد و توسط او به لانه‌اش برده شد. “جیسون” که به شدت نگران از دست دادن بهترین دوستش بود فرار کرد، اما ۴۰ دقیقه‌ی بعد همراه با اعضای خانواده و به صورت کاملا مسلح برای نجات “دود” بازگشت. “جیسون” سپس به سرعت “دود” را به دامپزشک رساند و نبرد برای نجات جان او، در اتاق عمل آغاز شد.
 
“تمپل گرندین” زنی مبتلا به “اوتیسم” است که حملات عصبی شدید، ناتوانی در برقراری ارتباط و آزارهای هم سن و سالانش را با کمک حیوانات به فراموشی سپرد. او با سپری کردن زمانی طولانی در کنار اسب‌ها و دیگر حیوانات مزرعه مشکلات را پشت سر گذاشت و هدفی مشخص در زندگی پیدا کرد.
 
“جیسون شیندلر” در وجود سگش، “دود”، سبکی کاملا جدید از دوستی و علاقه را مشاهده کرد. خانواده‌ی او در مزرعه‌ای در “ویسکانسین” زندگی می‌کردند که “دود” جلوی خرسی در حال حمله به “جیسون” پرید. “جیسون” به سرعت “دود” را به دامپزشک رساند و نبرد برای نجات جان او، در اتاق عمل آغاز شد.

 

 

تماشای بخشی از این قسمت (کلیک کنید)
 
شما میتونید بخشی از این قسمت رو در آپارات مشاهده کنید

http://www.aparat.com/v/2oA96
 

 

خرید لینک دانلود و DVD (کلیک کنید)
 


ناجی بی زبان با زیرنویس فارسی – قسمت چهارم

ناجی بی زبان

naji-bizaban

 
توضیحات : این برنامه بر اساس داستانهای واقعی از افرادی است که امید خود را به زندگی از دست داده اند و آماده‌اند تا جان خود را از دست بدهند اما توسط حیوانات نجات پیدا می‌کنند. چطور ممکنه وقتی تپانچه خودتون را روی شقیقه قرار داده‌اید و آماده شلیک هستید یک حیوان نظر شما را عوض کند؟ و یا زمانی که فکر می‌کنید دارید آخرین نفس خودتان را می‌کشید٬ یاری یک سگ باعث نجات شما شود؟

 

نام مستند : ناجی بی زبان (i was saved)

نام این قسمت : قسمت چهارم

زبان : انگلیسی (زیرنویس فارسی)
زمان : 45 دقیقه
کیفیت : HD 1080p – HD 720p (فوق العاده)
حجم : 265 – 517 مگابایت
فرمت : MKV

 

خلاصه داستان این قسمت
 

“آلن رورکامب” یکی از کهنه سربازان ویتنام است که در اثر مشاهده‌ی صحنه‌های وحشتناک خط مقدم نبرد، به اختلال شدید روحی مبتلا شد. “آل” پس از مرخص شدن از نیروی دریایی، به مواد مخدر و الکل روی آورد، زندگیش از کنترل خارج شد، همسرش را از دست داد و به جرم در اختیار داشتن کوکایین به زندان افتاد. “آل” پس از محکوم شدن به گذراندن هشت سال در زندان، متوجه شد که زمان تغییر فرارسیده است. او درخواست شرکت در یک برنامه‌ی آموزش سگ‌ها را داد که به زندانیان خوش رفتار ارائه می‌شد. آموزش “میستی”، سگی از نژاد “جرمن شپرد” به “آل” واگذار شد و همه چیز برای او تغییر کرد. “آل” برای ادامه‌ی آموزش او، تلاش کرد پاک و هوشیار باقی بماند و “میستی” به او کمک کرد تا مشکلاتی را که همواره پس از جنگ ویتنام آزارش می‌داد، پشت سر بگذارد.
 
“ربکا نوردرن” در نهمین ماه از بارداری، به کما رفت. این حمله زندگی فرزند او و توانایی باردار شدنش را گرفت و طی چند ماه پس از آن، زندگی مشترکش هم از هم پاشید. “ربکا” که آشفته و تنها شده بود، به افسردگی عمیق دچار شد و وزنش هم افزایش پیدا کرد. او به شدت به سگ جدیدش “سلینا” وابسته شد: سگی که عشق بدون قید و شرطش، “ربکا” را به ورزش و بازگرداندن زندگیش به وضعیت عادی موجب شد. در ماه اوت گذشته، “ربکا” پس از ورزش به داخل استخر شیرجه زد و در اثر برخورد با کف استخر، دچار شکستگی گردن شد. او که در منزل تنها بود، به حالت شناور در آب باقی ماند. اما “سلینا” به داخل آب پرید و با کشیدن “ربکا” به بخش کم عمق، امکان دسترسی به تلفن و درخواست کمک را برایش فراهم کرد. “سلینا” دو بار زندگی “ربکا” را نجات داده و اکنون، ارتباطی ناگسستنی با او دارد.
 
“آلن رورکامب” یکی از کهنه سربازان ویتنام است که تلاش کرد اختلال شدید روحی خود را با روی آوردن به مواد مخدر و الکل درمان کند. “آل” در نهایت به خاطر در اختیار داشتن “کراک” دستگیر شد و سپس در زندان، در برنامه‌ای برای آموزش سگ‌ها شرکت کرد. او در زندان با دریافت عشقی بدون قید و شرط از سگی خاص، موفق شد بالاخره زخم‌های روحیش را درمان کند.

“ربکا نوردرن” همه چیز را از دست داد: نوزادش مرده متولد شد، همسرش ترکش کرد و در اثر مشکلات جسمی، وزنش افزایش یافت. سگ کوچک او در مسیر بازگشت به زندگی عادی کمکش می‌کرد تا اینکه گردن “ربکا” طی حادثه‌ای در استخر دچار شکستگی گردن شد. اما سگ او که قصد تسلیم شدن نداشت، به داخل استخر پرید و جانش را نجات داد.

 

 

تماشای بخشی از این قسمت (کلیک کنید)
 
شما میتونید بخشی از این قسمت رو در آپارات مشاهده کنید

http://www.aparat.com/v/2oA96
 

 

خرید لینک دانلود و DVD (کلیک کنید)
 


ناجی بی زبان با زیرنویس فارسی – قسمت سوم

ناجی بی زبان

naji-bizaban

 
توضیحات : این برنامه بر اساس داستانهای واقعی از افرادی است که امید خود را به زندگی از دست داده اند و آماده‌اند تا جان خود را از دست بدهند اما توسط حیوانات نجات پیدا می‌کنند. چطور ممکنه وقتی تپانچه خودتون را روی شقیقه قرار داده‌اید و آماده شلیک هستید یک حیوان نظر شما را عوض کند؟ و یا زمانی که فکر می‌کنید دارید آخرین نفس خودتان را می‌کشید٬ یاری یک سگ باعث نجات شما شود؟

 

نام مستند : ناجی بی زبان (i was saved)

نام این قسمت : قسمت سوم

زبان : انگلیسی (زیرنویس فارسی)
زمان : 45 دقیقه
کیفیت : HD 1080p – HD 720p (فوق العاده)
حجم : 265 – 518 مگابایت
فرمت : MKV

 

خلاصه داستان این قسمت
 
“مایا پایترز” دختری کوچک و مبتلا به نوعی بیماری ژنتیکی است که تنها ۲۰۰ نفر در دنیا مبتلا به آن هستند. افراد مبتلا به این بیماری معمولا ناچار به استفاده از لوله‌ی غذا یا زندگی تحت مراقبت دایمی می‌شوند، اما “مایا” بهبود شرایطش را مدیون سگ کوچکش است. زمانی که “مایا” چهار ساله بود، خانواده‌ی “پایترز” سرپرستی یک “جک راسل تریر” را به عهده گرفتند. “مایا” به شدت در صحبت کردن مشکل داشت، اما در نهایت تعجب، در اولین دیدار با “جک”، به آسانی سخن گفت. او و “جک” از آن به بعد، به دو دوست جدانشدنی تبدیل شدند. “جک” والدین “مایا” را از حملات تشنجی او آگاه کرده و حتی یک بار خود را زیر سر او قرار داد و از برخورد سر “مایا” به زمین پس از بی‌هوش شدن در اثر وقوع یکی از این حملات، جلوگیری نمود. “مایا” زندگی خود را مدیون “جک” است و خانواده‌ی او نیر همواره سپاسگزارش هستند.
 
“کریم روسر” در یکی از بدترین محلات کشور و در منطقه‌ای مملو از مواد مخدر، خشونت و گروه‌های تبهکار بزرگ شد. “کریم” در هفت سالگی در برنامه‌ی “کار برای سواری” را شرکت کرد و از آن پس، تمام وقت خود را در اصطبل‌های محل نگهداری اسب سپری کرد. او همانجا با “مکا هریس” آشنا شد. “مکا” تبدیل به الگوی “کریم” شد و رابطه‌ای نزدیک بین آن‌ها شکل گرفت. اما یک شب دزدی وارد خانه‌ی مادر “مکا” شد و او را همراه با مادرش به قتل رساند. “کریم” کاملا آشفته شد، تنها رسیدگی به اسب‌ها بود که باعث آرامش او می‌شد. “کریم” طی چند سال گذشته تبدیل به یکی از بهترین بازیکنان چوگان در کشور شده است. خود او می‌گوید: “این اسب‌ها زندگی من رو کاملا دگرگون کردند. توانایی‌هام رو بهم نشون دادن. نشون دادن چطور شخصی با شرایط من، در صورتی که فرصت کافی بهش داده بشه، می‌تونه موفق باشه.”
 
“مایا پایترز” با یک بیماری ژنتیکی نادر متولد شد و والدینش را به شدت نگران کرد. او دچار مشکل در تکلم بود و از حملاتی مرگبار رنج می‌برد. خانواده‌ی او تصمیم به برعهده گرفتن سرپرستی یک “جک راسل تریر” گرفتند که خیلی زود، ارتباط نزدیکی با “مایا” برقرار کرد. “جک” نه تنها به ارتباط بهتر “مایا” با دیگران کمک کرده، بلکه با آگاه کردن خانواده‌اش در هنگام بروز حملات، زندگی او را هم نجات داده است.
 
“کریم راسر” در هفت سالگی بلیت خروج از محله‌ی نامناسب محل زندگیش را پیدا کرد: او در یک اصطبل همراه با بهترین دوستش “مکا”، چوگان را فراگرفت. مدتی بعد “مکا” به قتل رسید و “کریم” هم از اسب‌ها برای کنار آمدن با این حادثه‌ی غم انگیز کمک گرفت. امروز شرایط “کریم” بسیار بهتر شده و او علاوه بر تحصیل در کالج، به یکی از بهترین بازیکنان چوگان کشور تبدیل شده است.
 
 
[/su_spoiler]
تماشای بخشی از این قسمت (کلیک کنید)
 
شما میتونید بخشی از این قسمت رو در آپارات مشاهده کنید

http://www.aparat.com/v/fVbiR
 

 
خرید لینک دانلود و DVD (کلیک کنید)
 


ناجی بی زبان با زیرنویس فارسی – قسمت دوم

ناجی بی زبان

naji-bizaban
 

توضیحات : این برنامه بر اساس داستانهای واقعی از افرادی است که امید خود را به زندگی از دست داده اند و آماده‌اند تا جان خود را از دست بدهند اما توسط حیوانات نجات پیدا می‌کنند. چطور ممکنه وقتی تپانچه خودتون را روی شقیقه قرار داده‌اید و آماده شلیک هستید یک حیوان نظر شما را عوض کند؟ و یا زمانی که فکر می‌کنید دارید آخرین نفس خودتان را می‌کشید٬ یاری یک سگ باعث نجات شما شود؟

 

نام مستند : ناجی بی زبان (i was saved)

نام این قسمت : قسمت دوم

زبان : انگلیسی (زیرنویس فارسی)

زمان : 45 دقیقه

حجم : 215 مگابایت

کیفیت : 576p (عالی)

فرمت : MKV
 

خلاصه داستان این قسمت
 
بیماری کلیوی “پاتریک میجر” موجب افسردگی شدید او شده بود. او که پنج سال تحت دیالیز قرار داشت، روزها را به طور کامل در تحتخواب سپری می‌کرد و از انجام ساده‌ترین کارها نیز ناتوان بود تا اینکه دوست دخترش، “سابرینا”، با مطالبی در مورد کمک حیوانات خانگی به افراد در پشت سر گذاشتن فشارهای احساسی مواجه شد. چند روز بعد، این زوج سرپرستی یک سگ “داکسهاند” بازیگوش را به عهده گرفتند و نام “سامی” را برایش انتخاب کردند. طی روزهایی که “پاتریک” می‌خواست در تخت باقی بماند، “سامی” از او درخواست بازی با توپ و تکه‌های کاغذ داشت. “پاتریک” درمان افسردگی و مهم‌تر از آن، زنده ماندن برای به دست آوردن مهم‌ترین هدیه‌ی زندگیش، یک کلیه‌ی جدید را مدیون “سامی” می‌داند. او اکنون در سلامت کامل به سر می‌برد و نیازی به انجام دیالیز ندارد. “پاتریک” و “سامی” تبدیل به دوستانی جدانشدنی شده و “سامی” هم پس از انجام این تمرینات مداوم، در چندین مسابقه‌ی بزرگ مخصوص سگ‌ها برنده شده است.
 
“مایکل بوش” پس از پشت سر گذاشتن یک حمله‌ی قلبی جدی، احساس تنهایی شدیدی در مزرعه‌ی محل سکونتش در بخش شمالی کالیفرنیا پیدا کردو بنابراین، سرپرستی توله سگی به نام “هانی” را برعهده گرفت. یک روز صبح وقتی “مایکل” و “هانی” در حال عبور از مسیر ۳ کیلومتری داخل مزرعه بودند، بازتاب نور خورشید در آینه‌ی ماشین، بینائی “مایکل” را به صورت موقت از بین برد. اتومبیل او از مسیر خارج و واژگون شد. “مایکل” توله سگ پنج ماهه‌ی خود را از پنجره به بیرون هدایت کرد و سپس هشت ساعت متوالی را در حالت بی‌هوشی و هوشیاری در همان وضعیت گذراند. در همین حال، “هانی” برای هشدار به همسایگان، هدایتشان به سمت محل سانحه‌ و نجات جان صاحبش تلاش می‌کرد.
 
“پاتریک میجر” در حالی که دچار نارسائی کلیه و افسردگی بود، سرپرستی یک “داکسهاند” به نام “سامی” را برعهده گرفت. “سامی”، “پاتریک” را برای بازی از تختخواب بیرون آورد و بار دیگر، ارزش زندگی را به او یادآور شد. او نیروی کافی را برای ادامه‌ی زندگی را تا زمان دریافت یک کلیه‌ی جدید، در وجود “پاتریک” زنده کرد.
 
“مایکل بوش” که به تازگی حمله‌ای قلبی را پشت سر گذاشته بود، صبح یک روز هالووین همراه با توله سگ جدیدش، “هانی” روی صندلی عقب، تصمیم به خروج از مزرعه‌اش گرفت. پس از خارج شدن اتومبیل از مسیر و واژگونی آن، “مایکل” بدون هیچ‌گونه امیدی برای نجات، داخل اتومبیل اسیر شد. اما “هانی” با هشدار سریع به نزدیک‌ترین همسایه‌ی او، جانش را نجات داد.
 
 

تماشای بخشی از این قسمت (کلیک کنید)
 
شما میتونید بخشی از این قسمت رو در آپارات مشاهده کنید

http://www.aparat.com/v/fVbiR
 

 

خرید لینک دانلود و DVD (کلیک کنید)
 


ناجی بی زبان با زیرنویس فارسی – قسمت اول

ناجی بی زبان

naji-bizaban

توضیحات : این برنامه بر اساس داستانهای واقعی از افرادی است که امید خود را به زندگی از دست داده اند و آماده‌اند تا جان خود را از دست بدهند اما توسط حیوانات نجات پیدا می‌کنند. چطور ممکنه وقتی تپانچه خودتون را روی شقیقه قرار داده‌اید و آماده شلیک هستید یک حیوان نظر شما را عوض کند؟ و یا زمانی که فکر می‌کنید دارید آخرین نفس خودتان را می‌کشید٬ یاری یک سگ باعث نجات شما شود؟

 

نام مستند : ناجی بی زبان (i was saved)

نام این قسمت : قسمت اول

زبان : انگلیسی (زیرنویس فارسی)
زمان : 45 دقیقه
کیفیت : HD 1080p – HD 720p (فوق العاده)
حجم : 266 – 522 مگابایت
فرمت : MKV

 

خلاصه داستان این قسمت
 
زمانی که سرجوخه “جاستین رالینز” به عراق رسید، علاقه‌ی فوق‌العاده‌ای به حیوانات داشت. وقتی او و گروهش چند توله سگ تازه متولد شده‌ی رها شده را پیدا کردند، در کنارشان چندین عکس به یادگار گرفتند. همان شب، “جاستین” تلفنی با دوست دخترش، “بریتنی ماری” تماس گرفت و در مورد توله سگ‌ها و عکس‌هایی که برایش فرستاده بود، صحبت کرد. “جاستین” قصد داشت تنها دو هفته پس از آن و طی دوران مرخصی، به او پیشنهاد ازدواج دهد. اما چند ساعت بعد، او و چند نفر دیگر از همرزمانش طی نبرد کشته شدند. در مراسم خاکسپاری “جاستین” یکی از سخنگویان ارتش، از خانواده‌ی او سوال کرد که آیا از ارتش کاری برای تسکین درد و رنجشان برمی‌آید؟ مادر “جاستین” پاسخ داد: “بله، ما یکی از اون توله سگ‌ها رو می‌خوایم.” همرزمان “جاستین” موفق شدند این درخواست به ظاهر غیرممکن را انجام دهند. امروز، “هیرو” به خانواده‌ی “رولینز” برای کنار آمدن با رنج از دست دادن پسرشان کمک می‌کند و آن‌ها معتقدند که فرزندشان هنوز هم در وجود او زنده است.

“پالی بوشر” زنی اهل سان فرانسیسکوست که تمام دوران زندگی خود را مشغول نبرد با اعتیاد به مواد مخدر بوده است. اعتیاد، همه چیز را از او گرفت، او ناچار به زندگی در خیابان و تحمل دوری از خانواده شد. “پالی” پس از چندین بار رفت و آمد به زندان، از یک پناهگاه محلی مخصوص حیوانات بازدید کرد و در آنجا با یک سگ شکاری آشنا شد که قرار بود کشته شود. او سرپرستی سگ را پذیرفت، نام “لید بلی” را برایش انتخاب کرد و با یافتن عشقی بدون قید و شرط در وجود او، تبدیل به تکیه گاهش شد. “پالی” نمی‌توانست شاهد ناامیدی “لید بلی” باشد و به این ترتیب، برای اولین بار در زندگی، تصمیم گرفت پاک زندگی کند. سرجوخه “جاستین رالینز” در عراق کشته شد. شب پیش از مرگش، او و تعدادی از اعضای گروه در کنار چند توله سگ عکس‌هایی به یادگار گرفتند. خانواده‌ی “جاستین” به صورت همزمان، تصاویر او در کنار یک توله سگ و خبر مرگش را دریافت کردند و تصمیم گرفتند نگهداری یکی از آن سگ‌ها را به عنوان آخرین چیزی که باعث خوشحالی “جاستین” شده بود، به عهده بگیرند. “پالی بوشر” چندین دهه از عمرش را در قالب یک معتاد بی‌خانمان سپری کرد و مرتبا به زندان می‌افتاد تا اینکه تصمیم به برعهده گرفتن سرپرستی یک سگ شکاری از یک پناهگاه حیوانات گرفت و با یافتن عشقی بدون قید و شرط در وجود او، تبدیل به تکیه گاه آن سگ شد. این سگ برای اولین بار در زندگی، به انگیزه‌ی “پالی” برای پاک شدن تبدیل شد.
 

 

تماشای بخشی از این قسمت (کلیک کنید)
 
شما میتونید بخشی از این قسمت رو در آپارات مشاهده کنید

http://www.aparat.com/v/R0kvu
 

 

خرید لینک دانلود و DVD (کلیک کنید)